ته ته High شدنت تازه میشه ی حالت عادی.....
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
گفتم یا نگفتم؟!!!!!!
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او، از راه دیگر آید
رد دادیم رفت.....
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 2:16 توسط ایستاده در برزخ
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
لعنت به هر فصلی که سر میکنی با اون
#رستاک
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
گرچه خودم عشق تنها بودنم ( پیاده روی تنها ، کافه رفتن تنها ، سفر رفتن تنها.... ) ولی باید اعتراف کنم از تنهایی میترسم.تنهایی یعنی فکر کردن و فکر کردن یعنی وصل شدن به گذشته و بدتر از اون رفتن تو لاک خودم ( یا به قول معروف این تینیج ها : درون گرا بودن
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی

نه که خدای نکرده بگم نظرات شما مهم نیستا
اتفاقا چون مهم ه ، خوندنش روم و رو قلمم تاثیر میزاره
اینجا هم هیچ جوره دوست ندارمم تحت تاثیر کسی باشه ! حتی تحت تاثیر خودم
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
اونایی که رفتن میدونن چی میگم
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
اینکه آدم اقتصاد و صنعتش روی 2-2 تا 4 تای اصولی باشه خیلی خوبه
ولی خب توی ورزش و به خصوص هنر و ادبیات......
هیچوقت نتونستم اونایی که طرفدار فوتبال مسخره و بدون هیجان آلمان هستن رو درک کنم
جدی جدی خوشحالی عجیبی داشتم وقتی 4 تاییشون کردیم
پرچم بالاس
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
همسایه ای که جمعه از 9 صبح میخ بکوبه به دیوار خر ه
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
یادمه دوران مدرسه ( به خصوص دبیرستان ) زمان ما ، سیستم اینجوری بود همیشه ی سری اکیپ بودن که همه سعی میکردن برن تو بهترین و محبوب ترین اکیپ عضو بشن.الته به این آسونی ها هم نبود.هر اکیپی ی سری ویژگی داشتن بچه هاش که اونارو متمایز میکرد.ی سری ها تو همو
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
مرسی
اه
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی
ولی بهترین کار اینه ک هیچ کاری نکنی......
فقط تنها بشینی روی تپه به افق نگاه کنی تا خورشید آروم آروم بیاد بالا.....
برچسب:
نویسنده: آرمان فدایی